یکم. حفظ سلطه (هژمونی) گفتمانی:
آنها با فیلترگذاری قصد دارند که نشان بدهند در یک حیطه گفتمانی مشخص، مرز تمایزگذار میان سخن مشروع (قابل بیان) و نامشروع (غیرقابل بیان) چیست و مهمتر از آن اینکه چهکسی است که این مرز را مشخص میکند.
دوم. حفظ و راضی نگه داشتن جامعه هدف:
برای فهم دیگر علت موثربودن #فیلترینگ از منظر فیلترگذار و درنتیجه درست بودن آن از دید او، باید به #جامعه و گروههای هدف و مخاطبان او توجه کرد، حامیان ذهنی و عینی راستین فیلترگذار که فیلترگذار در اصل #نماینده و برگزیده و پیشبرنده خواستها، مطالبات و باورهای آنهاست.
سوم. کارکردهای مقطعی فیلترگذاری:
تجربههای عینی زیادی نشان داده است که بهخصوص در وضعیتهای اضطراری، مواقع حساس و برهههای نفسگیر، از قضا فیلترینگ در محدود کردن گردش #اطلاعات نیز موثر بوده است. بهعبارتدیگر، همگان شاهد بودهایم که در شرایط حساس و خاص، قدرت فیلترگذار، به یکباره و بدون اعلام قبلی، دست به فیلترینگ یک رسانه-که پیشتر دسترسی به آن برای همگان #آزاد بوده- میزنند و با این اقدام کاربران را دچار شوک میکند و بهصورت مقطعی و موضعی، جریان روان گردش اطلاعات و افکار را دچار اختلال میکنند. این اقدام ضربتی و دفعی، کاربران را در لحظه دچار فلج میکند و تا تلاش میکنند راههای دور زدن فیلتر و شکستن آن را بیابند، قدرت رسمی میتواند خود را بازآرایی کند و برای معضل پدیدآمده راهحلی بیابد.
چهارم. استمهال:
فیلترینگ روشی موضعی و مقطعی برای این استمهال است. فیلتگرگذار با فیلترینگ، هزینه استفاده از رسانه را زیاد میکند و امکان کاربران برای دسترسی به آن را محدود میسازد و به این وسیله مهلت میخرد، یعنی تا زمانی که کاربران میکوشند راهی برای دور زدن فیلترها بیابند، میکوشد راه چارهای بیابد و رسانه مذکور را از آن خود کند. نمونههای فراوانی از این ترفند را میتوان برشمرد که در حوصله این مختصر نمیگنجد. در مهلت مذکور، فیلترگذار میکوشد یا رسانه مذکور را بهنحوی «بومیسازی» کند یا بدیلی با مزیتهای قابلتوجه برای آن عرضه کند و بدینطریق سلطه (هژمونی) استفاده از آن رسانه را از بین ببرد. /بهارنیوز